أبي الفرج الأصفهاني ( مترجم : جواد فاضل )

37

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي )

( 1 ) كتاب جريان قتل او را خواهيم نگاشت رضى اللّه عنه . مردى شجاع و ورزيده تن و قوى القلب بود . دامنش به آلايش‌هاى جوانى آلوده نبود . هر چند كه جوان بود از جوانىهاى فساد آميز دور بود . محمد ابن احمد و احمد بن عبد اللّه و ديگران چنين گفته‌اند كه يحيى بن عمر در بغداد اقامت داشت . او در خانه‌ى خود گرز بسيار سنگينى و احيانا كه بر غلامان و كنيزان خود خشم مىگرفت آن گرز گران را بگردنش حلقه مىكرد . هيچكس نمىتوانست آن حلقه‌ى سنگين وزن را كه دست تواناى يحيى بر گردن او حلقه كرده بود باز كند . بالاخره يحيى شخصا بايد آن حلقه را مىگشود . عبد اللّه بن ابى الحصين روايت مىكند . روزى كه يحيى بن عمر ميخواست نهضت خود را آغاز كند به كربلا رفت و در آنجا ابتدا مزار مقدس ابو عبد الحسين را زيارت كرد و بعد رويش را به گروهى از زوار حضور داشتند برگردانيد و گفت : - من اكنون ميخواهم براى احقاق حق برخيزم هر كس كه با من